بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
529
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و بردارد بغايت نافع بود يكى را حيض بند شده بود و از وعده گذشته و از بچه گرفتن در گمان بود يكى فرمود كه خبازى را در زير خاكستر گرم در لته تر پيچيده نهادند تا نيكو پخته شد انگاه آن را نرم كرده بروغن خروع آلائيده و به خود برداشت نيمگرم و پايها را فرمود كه به پشت باز خسپيده بر بلندى نهد دو سه شب چنين كرد بگشود چنانچه افراطش را نيز علاج كردند و مجربه گفت كه قرح را چون از گل بستان افروز پر كنند و دو سه روز همچنان بگذارند و مدرات حيض خوردند و روغنهاى نرم به پست زهار نرم دارند البتّه حيض بگشايد و بتجربه پيوست سيلان الرحم اين علتى بود كه پيوسته رطوبتى از رحم غير از مذى مىرود و منوى با عفن غير منوى و بدرنگ و غير آن بگرفتن خرقه سپيد آسان باشد و سبب سيلان رطوبت ايشان چون با غلبهء شهوت بود و با گرمى و غلبهء آن باشد يا حكه رحم بود كه بدان جهت دغدغه لذتى دائما مىباشد و چون بىشهوت بود تخلخل نسج رحم و استرخاء ادعيه منى سبب آن شده باشد و سبب سيلان رطوبت عفن ضعف قوت هاضمه رحم و بتعفن مواد حيضى بود و عروق آن و عجز ماسكه از حفظ آن و ضعف طبيعت و قوت دافعه از اخراج آن يك بار همچو حيض علامات در اكثر سيلان رحم نفس تنگى كند و اشتهاى طعام كم بود و هر رنگ متغير باشد و آواز لرزان و پشتهاى چشم بتهج باشد كه بعضى را اكثر اوقات چشم درد كند و علامت غلبه و گرمى منى حدت و رقت آن و گرمى آن اعضا و بعد مباشرت كم يافتنى آن باشد و تقدّم مرضى صعب و مزمن و حدوث سيلان با آن و گشادگى سر رحم و شيب برآمدن آن و سستى ملموس جرم رحم بر استرخاء و تهلل نسج آن گواهى دهد علاج آنجا كه سبب سيلان منى گرمى و تيزى و غلبهء آن باشد مباشرت غذا و تقليل رطوبات بدن برياضات تواتر قى و مسهلات را كم بايد ساختن انگاه چيزهاى سردكننده و ادويه خشككننده منى پيوسته بايد خوردن و ضماد كردن و حمول نمودن و اختقان كردن از آنچه در تدابير كرنب نعوظ گفته شده و اصل در حين مرضها مداومت دواى مصلح مزاج بدن و عضوست بخصوصها و مخدرات و مسكنات درينباب نافع بود و آنجا كه سبب حكه بود بطريق كه در افراط حكمت بسبب حكه گفته شده علاج بايد كردن و اگرچه بعسر ميسر گردد آنجا كه سبب سيلان رطوبت عفن استرخاء تهليل نسخ